برای دخترم

خوابیدن روی ابرها و چیدن ستاره ها خیلی لذت داره
جنس ابر چیزی شبیه پنبه است ,
از پنبه خیلی نرم تر و لطیف تر
یه جوری که حس می کنی نرمی اون توی پوست تنت نفوذ می کنه
ستاره ها هم یه خورده داغن
نه اونقدر که دستتو بسوزونه
داغیش اندازه گرمی دست آدم خوباست
گرد و کوچیکن
اندازه پرتقال
جنسشون فکر می کنم از یخ باشه
یخ داغ
نورش سفید متمایل به آبیه
توی دستات که میگیریشون احساس می کنی یه بچه تازه به دنیا اومده رو میون دستات گرفتی
از اینا قشنگتر می دونی چیه ؟
سرسره بازی روی رنگین کمون
از اون بالا , از روی ابرا که می پری روی رنگین کمون
باید زود بشینی
اونوقت همینطور که داری سر می خوری و میای پایین می تونی جیغ بزنی و بخندی
توی راه نم نم بارون می خوره توی گونه هات
حالی داره مگه نه ؟
تازه اون پایین که می رسی و قل می خوری روی نرمی چمن
میبینی پشت شلوارت , همونجایی که ازاون بالا تااین پایین روی رنگین کمون بوده , رنگی شده
هفت تا رنگ قشنگ
رنگایی که جنسشون از نوره
بعدشم می تونی روی چمنا خیس و بارون خورده غلت بزنی و با پروانه ها قایم باشک بازی کنی
می تونی خط های نور خورشید رو بگیری و باهشون تاب درست کنی
سر اون نخا رو ببندی به زلفای درخت کاج که سیخ سیخیه و زبر
یه سرشم به کاکل باد که همیشه پریشونه
نسیم خودش تابت میده
آروم و لوند
هر بار که میری بالا و پایین می تونی یه تیکه از عشقبازی گنجشکا رو توی لونه کوچیکشون ببینی
گنجشکایی که همدیگه رو بغل گرفتن و لپای کرکیشونو به هم میمالن
بعد , وقتی که خسته شدی می تونی بری میون حوض بلور
پاهاتو بکنی توی آب و بذاری آبششای انگشتای پات نفس بکشن
آخه می دونی که اونا هرکدومشون قبلا یه ماهی کوچولو بودن
مگه نمی بینی دوستاشون , دورشون جمع میشون و بوسشون می کنن
همه اون ماهی های قرمز کوچولو دوستای قدیمی انگشتای پاهاتن
بعد می تونی انگشتاتو تکون بدی
اینطوری , بالا پایینی
بعد با دستات آب بپاشی توی صورت هوا
خیسش کنی
هوای خیسو که دوس داری ؟ همونی که بوی نم و خاکو میده رو میگم
بعد خدا روی لپات گل بنفشه میکاره , گل بنفشه قرمز
دیده بودی تا حالا
تو تونسته بودی ستاره های توی آسمونو بچینی ولی هیچکسی نمی تونه ستاره های توی چشمای تو رو بدزده
این خیلی کیف داره که یه چیزایی داری که فقط فقط مال خودته
بعد که خیس شدی و گلهای روی گونه هات شکوفه داد از حوض بلور میای بیرون
تند تند قدم میزنی و دستاتو اینطوری دو طرف تنت تکون میدی و شعر می خونی
بلبلا صدای ترانه خوندنتو که می شنون ساکت می شن و فقط گوش میدن
صدات مثل لالایی میشه وقت ترانه خوندن
مواج و آروم
حالا می تونی بری روی اون تپه کوچیک که دونه دونه گلای سفید کوچیک تنشو پوشونده و خودتو پخش دلش کنی
طاقباز روبه آسمون
انگشتای زمین پشتتو یواشکی و نرم میخارونه
کیف داره نه ؟
صدای خنده ریز و یواشکی مورچه ها و کفشدوزکا رو میشنوی که آروم از کنارت رد میشن
خورشید , پشت پلکاتو می بوسه و گرمشون می کنه
نسیم کنارت میشینه و با نوک انگشتای کشیدش پلکاتو میبنده
دوست نداری بخوابی
آخه هنوز گلای محبوبه شب غنچه های بسته شو باز نکرده
اما خسته ای
خوابت میبره
خدا , با دست خودش روی تنت یه پارچه سبز مخملی میکشه
توی خواب به پهلو می چرخی و دست و پاهاتو جمع می کنی توی شکمت
صدای آروم نفسات , دنیا رو خواب میکنه
آسمون پرده سیاهشو می کشه و ستاره ها رو می پاشه روش
ستاره ها یواشکی به هم چشمک می زنن و با مهربونی نیگات می کنن
خدا میدونه توی دنیای خوابت چه قشنگیایی داری که تا حالا واسه کسی نگفتی
اونا رو وقتی بیدار شدی , خودت برام تعریف کن
خوش به حالت کوچولوی من
خوش به حالت دختر گلم .
شبت به خیر .

نظرات
به به
اينجا داري يه كلبه جديد مي سازي.
خيلي حال كردم كه اولين نفري هستم كه كشفش كردم!
يعني هورا!!!
Posted by: پسرك تنها | December 15, 2005 12:43 PM
سلام .. وبلاگت جالبه ...
Posted by: سسس | December 24, 2005 03:08 PM
به به
حسابي آلبالويي شده
كي افتتاح مي شه،؟
Posted by: پسرك تنها | December 30, 2005 01:23 PM
سلام حميد عزيز و مهربونم
متن بسيار زيبايي بود که به ريحانه هديه کردي
دستت درد نکنه
شايد براي ريحانه هم اين رويايي باشه
چون شبها نمي تونه به پهلو بچرخه
آخه آمپول به بدنش تا صبح وصله
ممنونم حميد جان
ارادتمندو قربانت
Posted by: سعيد | July 18, 2006 05:17 PM
Your site is very very cool !! I love it :) Respect !
Posted by: Likadin | November 2, 2006 08:35 PM
سلام دوست عزیز
متن جالبی بود.منم یه دختر دارم اما متاسفانه اونو ازم گرفتن وپیشم نیست.
Posted by: عبدالرضا | December 2, 2006 06:54 AM
It was a great pleasure for me to visit and enjoy your site. Keep it running!
Posted by: Kimadio | December 3, 2006 10:48 AM